نجوای غمگینی دارم این شب ها، می شنوی؟از دیگران شنیده ام که شبیه مردگان شده ام،مرده ای که تنها خودش برای خودش زاری می کند،از دیگران شنیده ام که اسکلت شده ام،راستی چقدر زود پیکرم را متلاشی کردی!
۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
سلام یادمه در سریال خانه سبز می گفت هر کی تو زندگیش یه موسیقی غمگین داره امیدوارم نجوای غمگینتون هر چه زودتر شاد بشه
پاسخ دادنحذفخوب به خاطر دارم حتی موسیقی غمگین علی کوچک خانه سبز را...وقتی نجوای غمگین زندگی روحت را متلاشی کرد دیگر حتی اگر شاد هم شود چه فایده ای دارد؟
پاسخ دادنحذفباورت نميشه كه وقتي اون پيغام خصوصي رو خوندم تموم حس و حالت بهم منتقل شد. با همون يه جمله. نميدونم چرا براي من نوشتيش اما حتم دارم اون لحظه حدس ميزدي شايد بتونم ذرهيي دركت كنم...
پاسخ دادنحذفنميدونم چه بايد گفت به اين آدما. چه بايد كرد باهاشون. اما هر چي كه هست منم ياد گرفتم خودم نباشم. خود واقعيت رو بايد فقط و فقط براي خودت نگه داري...
تو همیشه واسم همون زیگزاگی هستی که می تونم باهاش دردو دل کنم...دختری که صافیه ضمیرش از نوشته هاش پیداست...ممنونم ازت عزیزم
پاسخ دادنحذفدلم گرفت...
پاسخ دادنحذفلینک کردم.
دل گیری از چه؟
پاسخ دادنحذف